دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش - ساری

فعالیتهای زیارتی عمره مفرده / کربلا وسوریه تحت نظارت سازمان حج وزیارت

حبيب بن مَظاهِر اسدي، از قبيله بني‌اسد، از شهداي والامقام و جليل‌القدر واقعه عاشورا مي‌باشد. در منابع تاريخي كهن، نام پدرش، گاه به‌صورت مُظاهر و گاه به صورت مُظهّر، ذكر شده است. مامقاني با استناد به آنچه در زبان‌ها و زيارتنامه‌ها مشهور است، مُظاهر را صحيح شمرده و گفته است مُظهر همان مُظاهر بوده كه بنا بر رسم‌الخط متداول آن زمان، بدون الف نوشته شده است.

ابن‌حجر عسقلاني، حبيب بن مظاهر را در شمار كساني بر شمرده است كه
پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) را درك كرده‌اند.اما شيخ طوسي او را تابعي و از اصحاب امام علي(عليه السلام)، امام حسن و امام حسين: دانسته است.شيخ مفيد نيز حبيب بن مظاهر را كنار عمرو بن حمق، ميثم تمار و رُشيد هجري، از ياران برگزيده اميرمؤمنان(عليه السلام) برشمرده است.كشّي، روايتي را نقل مي‌كند كه براساس آن، حبيب از اخبار غيبي و سرانجام خويش آگاه بوده است. اما آيت‌الله خوئي، سند اين روايت را ضعيف دانسته است.

پس از مرگ معاويه، حبيب بن مظاهر و جمعي از بزرگان شيعيان كوفه، همچون سليمان بن صرد خزاعي، مسيب بن نجبه و رفاعة بن شداد بَجَلي، از بيعت با يزيد خودداري كردند و براي امام حسين(عليه السلام) نامه نوشتند و آن حضرت را براي قيام بر ضد امويان، به كوفه دعوت كردند. پس از ورود مسلم بن عقيل به كوفه، حبيب بن مظاهر به همراه ديگر رهبران شيعيان كوفه، چون عابس بن ابي‌شبيب شاكري و سعيد ابن عبدالله، جلسه‌اي در منزل سليمان بن صرد خزاعي برگزار كردند و در پاسخ به نامه امام حسين(عليه السلام) كه در برابر حاضران قرائت شد، سخنان شورانگيزي ايراد كردند و حمايت خود را تا آخرين نفس از امام(عليه السلام)، اعلام داشتند.

پس از اينكه عبيدالله بن زياد به كوفه وارد شد و شروع به تهديد مردم كرد و مردم كوفه از ياري مسلم بن عقيل دست كشيدند و از گرد او پراكنده شدند، خاندان حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، آن دو را پنهان كردند؛ تا اينكه مخفيانه از شهر گريختند و در روز ششم محرم در كربلا به امام حسين(عليه السلام) پيوستند. در كربلا، حبيب بن مظاهر و ديگر ياران امام حسين(عليه السلام)، از پذيرفتن امان‌نامه دشمن خودداري كردند و استدلالشان اين بود كه اگر حسين(عليه السلام) كشته شود، ما عذري نزد پيامبر نخواهيم داشت.

در كربلا، زماني كه حبيب، كمي ياران امام را ديد، عرض كرد كه در اين منطقه، تيره‌اي از بني‌اسد زندگي مي‌كنند. اگر اجازه بدهيد با آنان صحبت كنم كه براي ياري شما به كربلا بيايند. امام حسين(عليه السلام) موافقت كرد. حبيب نيمه شب به سوي آنان رفت و آنها با او به احترام برخورد كردند. حبيب گفت:

شما را به شرافت و بزرگي كه در روز آخرت خواهيد داشت، دعوت مي‌كنم. پسر دختر پيامبر شما، تنها و مظلوم در بيابان كربلا، محاصره شده است. مردم كوفه او را دعوت كردند تا ياري‌اش كنند؛ اما در حالي‌كه به‌سوي آنان آمده است، او را رها كرده‌ و آماده شده‌اند تا با او بجنگند و او را به قتل برسانند. به خدا سوگند ياد مي‌كنم هريك از شما كنار حسين(عليه السلام) كشته شود، در برترين جايگاه‌ها در بهشت، دوست و همنشين محمد(صلي الله عليه و آله) خواهد بود.

عبدالله بن بشر، از ميان جمع برخاست و گفت: «من اين درخواست را مي‌پذيرم». ديگران نيز اعلام كردند كه آماده‌اند از حسين(عليه السلام) حمايت كنند. ميان آنان، يكي از جاسوسان عبيدالله بن زياد بود كه خبر را به عمر سعد رساند. او نيز «ازرق بن حرث صيداوي» را در رأس يك گروه چهارصد نفره، مسلح فرستاد تا جلوي آنان را بگيرد. نزديكي فرات، درگيري پيش آمد و قبيله بني‌اسد، مجبور به بازگشت شدند. حبيب نيز آنچه را رخ داده بود، به اطلاع امام رساند.

امام حسين(عليه السلام) در روز عاشورا، حبيب بن مظاهر را فرمانده جناح چپ سپاه خود قرار داد. وقتي امام حسين(عليه السلام) براي سپاه عمر سعد موعظه مي‌كرد، شمر بن ذي‌الجوشن، سخناني جسارت‌آميز بر زبان آورد كه حبيب به او پاسخ داد و گفت:

اي شمر! به خدا قسم تو را مي‌بينم كه خدا را از هفتاد طريق غيرمستقيم، با شك و ترديد، عبادت مي‌كني و گواهي مي‌دهم كه تو راست گفته‌اي و نمي‌فهمي امام چه مي‌گويد؛ زيرا بر قلب تو، مُهر خورده و حق را به آن، راهي نيست.

هنگام شهادت مسلم بن عوسجه، امام حسين(عليه السلام) و حبيب بن مظاهر، كنار او حاضر شدند و مسلم از حبيب قول گرفت كه تا سر حد جان، كنار امام بجنگد. كشّي در وصف حالت وي در روز عاشورا آورده است كه او پيش از شهادت با يارانش شوخي مي‌كرد و با اين كار، تعجب آنان را برمي‌انگيخت.

حبيب بعد از نماز ظهر كه بيشتر اصحاب امام(عليه السلام) به شهادت رسيده بودند، به ميدان جنگ شتافت و در حالي‌كه اين رجز را مي‌خواند، شروع به جنگيدن كرد:

انا حبيبٌ وأبي مُظَهَّر
فارسُ هيجاء وحرب تُسعَر
انتم اعدّ عدّةٍ وأكثر
ونحن اوفي منكم وأصبر
همانا من حبيب و پدرم، مظهّر است. سواره صحنه پيكار درحالي‌كه آتش جنگ، شعله‌ور مي‌شود.

شما هم سلاحتان بهتر و هم تعدادتان بيشتر است و ما هم از شما، باوفاتر و هم از شما، شكيباتريم.

بين حبيب و سپاه دشمن، مبارزه سختي درگرفت و حبيب جمعي از ايشان را كشت. سرانجام بديل بن صريم عَقَفاني، با حمله‌اي او را مجروح ساخت و شخص ديگري از بني‌تميم، نيزه بر او زد كه به زمين افتاد. خواست برخيزد كه در نهايت، حصين بن تميم، سر از بدن حبيب جدا كرد و او به ديگر شهيدان پيوست. سرانجام قاتل حبيب در كوفه، به دست قاسم، پسر وي به قتل رسيد. با شهادت حبيب، چهره امام درهم شكسته شد. سپس او را ستود و در حقش دعا كرد و فرمود: «خود و ياران حامي خود را به حساب خدا مي‌گذارم».

نام حبيب بن مظاهر، در دو زيارت رجبيه و ناحيه مقدسه آمده است و قبر وي اندكي با فاصله از محل دفن شهداي كربلا، در سمت غربي رواق جنوبي حرم امام حسين(عليه السلام) قرار دارد و داراي ضريح مستقل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۲۹ساعت 11:55  توسط علی اصغرباقری  | 

در حج از سراسر جهان گرد هم می‌آییم تا یکی شویم، تا اتحادمان بهترین تبلیغ برای شعار «لااله الا الله محمد رسول الله» شود، پس حواسمان باشد از هر رفتاری که بوی تفرقه می‌دهد، پرهیز کنیم، به‌ویژه در اقامه نماز که بارزترین جلوه اتحاد و همبستگیِ مسلمین است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج ( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 )

، زائران عزیز حرم نبوی و بیت‌الله الحرام که پس از سال‌ها انتظار فرصتی برای زیارت حرمین شریفین یافته‌اند، بی‌شک مایل هستند که از فیض رحمانیِ بهترین سفرِ عمر خویش بی‌بهره، یا کم‌بهره نمانند.

خیلی از ما در تلاش برای یافتن لحظه‌های گرانبهایی هستیم که بیشترین تاثیر را در ما بگذارند و از ما انسانی تازه و دیگر بسازند. بی‌تردید این بزرگترین و شاید برای بسیاری از ما یگانه‌ترین فرصتی است که در طول عمرمان برای دگرگون ساختن خود به دست آورده‌ایم.

پس این لحظات را مانند قطرات آبی در کام یک تشنه خشکیده لب، باید با تمام وجود بنوشیم و مخزن دل خویش را انباشته از گوهرهای گرانبهای معنویت سازیم. برای نائل شدن به چنین مرتبه‌ای لازم است از برخی رفتارها و عادات و وسایل خود چشم‌پوشی کنیم.

لازم است به عنوان یک شیعه، خود را الگوی همه کاربران جهان در این کنگره عظیم معنوی سازیم. به عنوان یک مسلمان به وحدت همه فرقه‌ها و مذاهب اسلامی بیندیشیم و در این راه حتی از پافشاری برای انجام برخی مستحبات خود دست بشوییم.

آداب نمازی که باید در حرمین شریفین رعایت کنیم :

برخی امور فرهنگی، عبادی و اجتماعی هست که باید حواسمان باشد در حرمین شریفین آنها را به گونه‌ای انجام دهیم که موجب ناراحتی و آزار سایر مسلمانان نشود، و موجبات توهین به خودِ ما و شیعه را نیز فراهم نکند. اینجا و در این مجال به آداب نماز اشاره می‌کنیم که در نشریه زائر؛ حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت به آنها اشاره شده است.

1) هنگامی که در حرمین شریفین حضور داریم و بانگ اذان همه ملسمانان را به نماز فرامی‌خواند، هرگز شایسته نیست که از فیض جماعت خود را محروم سازیم و جدا از صف نمازگزارانِ حرم نبوی و برادران اهل سنت و جماعت بایستیم و به صورت فرادی نماز بخوانیم، زیرا با این کار وحدت اسلامی خدشه‌دار می‌شود و از نظر اخلاقی به دیگر مسلمانان توهین تلقی می‌شود. ضمن اینکه خودِ ما شیعیان را نیز از چشم آنها می‌اندازد.

حتماً به صف جماعت بپیوندید و با برادران سنی‌مذهب نماز بخوانید و مطمئن باشید که از نظر خدا و رسول او مقبول‌تر، معقول‌تر و پسندیده‌تر است و بدانید که از نظر شرعی اعاده ندارد.

نماز با این جماعت عظیم غرقه در فیض رحمانی، بزرگترین تجلی همبستگی مسلمانان و رمزی از توحید بر روی زمین است و این خود زیباترین نوع تبلیغ شعار «لا اله الا الله و محمد رسول الله» است.

2) از مُهر، حصیر، دستمال کاغذی و نظایر آن در حرم نبوی و بیتالله الحرام برای سجده‌گاه خود استفاده نکنید. برخی از مذاهب اهل سنت این کار را حرام و بدعت می‌شمارند و ممکن است موجب تذکر یا اهانت مأموران به شما شود.

3) یکدیگر را در حرم نبوی با صدای بلند صدا نزنید، زیرا آرامش و خلوت نمازگزاران را برهم می‌زند و بی‌اعتنایی به حرمت و قداست و معنویت حرم تلقی می‌شود و استخفاف (کوچک‌شمردن) شما را به همراه دارد.

4) صفوف نمازگزارانِ دیگر را برهم نزنید. بویژه از میان فاصله سجده‌گاه تا محل ایستادن‌شان عبور نکنید. این کار در برخی مذاهب باعث ابطال نماز تلقی می‌شود و آنان را سخت می‌آزارد. ضمن اینکه نفسِ کار بی‌اعتنایی به عمل عبادی آنها خواهد بود و بازتاب متقابل آن، استخفاف شما در چشم آنهاست. حتی ممکن است موجبات توهین و درگیری را برای شما فراهم آوَرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۲۸ساعت 9:10  توسط علی اصغرباقری  | 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج ( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 ) ، حالا که زائر شده‌اید و ‌مسافرِ سفرِ پررمز و راز حج، و حالا که سفری متفاوت دارید و از شروع تا به پایان، در زیارت هستید و در حال زیارت. بد نیست بدانید زیارت چیست و چرا زائر نام گرفته‌اید.

در کتاب «نوش بندگی» اینطور آمده است که: «زیارت» از مادۀ «زور» و به معنای میل و روی گرداندن از چیزی است. چنانکه به «دروغ» قولِ زور گفته‌اند چون مایل و منحرف از حق است و به این مهم، در آیه 30 سوره حج اینگونه اشاره شده است: «... واجتنبوا قول‌الزور/ از قولِ برخلافِ حق برحذر باشید».

همچنین در آیه 72 سوره فرقان آمده است: «وَٱلَّذِینَ لَا یَشۡهَدُونَ ٱلزُّورَ / کسانی که از مجالس باطل روی‌گردان هستند».

پس «زور» یعنی روی گرداندن از چیزی. «زیارت» از همین واژه «زور» گرفته شده است و وقتی به ملاقات انسان وارسته و بزرگ و یکی از اولیای الهی می‌رویم، به این ملاقات «زیارت» گفته می‌شود، به این معنا که زبان حال زائر این است که: از غیر شما روی‌گردان هستم و شما را می‌خواهم و قصد شما کرده‌ام.

در قرآن کریم هم این واژه در یک جا به همین معنا به کار رفته است: «الهکم التکاثر حَتَّی زُرتُمُ المقابر». در تفسیر این آیه گفته‌اند دو طایفه از انصار با افراد قبیله خود بر یکدیگر فخرفروشی می‌کردند. از این رو به قبرستان رفتند و به شمارش قبرهای قبیله‌ خود پرداختند.

خدای متعال برای توبیخ شدید آنها و به این دلیل که توجه به مال و فرزند سبب غفلت آنها از یاد خدا شده است، این سوره را نازل فرمود. در آیه (حَتَّى زُرتُمُ المقابر) از رفتن به سراغ کسی یا چیزی و دیدار کردن با او به زیارت تعبیر شده است.

با این تفاسیر، وقتی شما زائر شده‌ای، یعنی از همه روی‌گردان شده‌ای؛ از همه غیر از کسی که به زیارت او می‌روی. به زیارت عزیزی می‌روی، و این یعنی من از همه روی برگرداندم و نزد شما آمدم، چون شما را می‌خواهم و شما را قبول دارم.

پس حالا که زائر شده‌ای؛ زائر حج؛ و حالا که به زیارت می‌روی؛ زیارت «او» ... حالا که به زیارت «او» و پیامبرش و اولیا و عزیزانش می‌روی، یعنی که از همه روی برگرداندی به جز «او» و اولیا و پیامبرانش؛ به جز «او» و هر که با «او»ست و شبیه «او».

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۲۳ساعت 12:1  توسط علی اصغرباقری  | 

شایسته است که مسافران سرزمین وحی در موسم حج و ایام عمره درنگ و تدبری به آیات حج و تفسیر کوتاه آن داشته باشند و از نکته‌ها و پیام‌های قرآن بهره‌مند شوند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج ( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 ) ، حجت‌الاسلام محسن قرائتی درباره منزلت حج ابراهیمی بر اساس آیات قرآن کریم می‌گوید:

در سرزمین وحی خود را در برابر آینه قرآن قرار دهیم و زشتی و زیبایی خود را بنگریم که استناد به قرآن دقیق‌تر، سریع‌تر، مؤثرتر و مورد اتفاق همه مسلمانان است.
قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الصَّلَوٰةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ» ولی نماز ما نه خود و نه جامعه ما را از فحشا و منکر باز نداشت. مشکل چیست؟ مشکل در این است که به شرایط و اموری که انسان‌ها از فساد و منکر است توجه نمی‌شود.

قرآن از ما خواست به هنگام نماز روی خود را از بیت المقدس به سمت مسجدالحرام بگردانیم تا یهودیان بر ما منتی نداشته باشند. «ولثلاً یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ» ولی امروز ما با دست خود خود را وابسته می‌کنیم تا بر ما حجت داشته باشند.

قرآن فرمود: «لَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سبیلاً» و امروز کفار بر ما همه نوع سلطه‌ای دارند.

قرآن فرمود: «لا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ» و امروز سرمایه کشورهای اسلامی به دست چه کسانی است؟

قرآن می‌فرماید: «لا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ» و در جامعه ما گروهی ظالم و گروهی مظلوم و بعضی نسبت به زیر دستان ظالم و نسبت به ابر قدرت ها مظلوم هستند.

بار دیگر خود را در آینه قرآن ببینیم. قرآن با فریاد «ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً» فرمود: منحرفان را یاور خود نگیرید ولی متأسفانه ما گرفتیم.

قرآن با فریادِ «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جمیعاً» و «لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَاباً» و فریادِ «کَمَثَلِ العَنْکَبوتِ» به ما گفت تمام عزت و قدرت برای خداست. قدرت‌های غیر الهی مثل تار عنکبوت سست و ضعیف هستند و توان آفریدن یک مگس را هم ندارند ولی بسیاری از مسلمانان در برابر این فریادها مثل پسر نوح که می‌گفت: «ساوِی إِلى جَبَلٍ یَعْصِمُنِی» خود را به ابرقدرت‌ها وابسته کردند.

در آن زمان پسر نوح گمان می‌کرد کوه او را نجات می‌دهد و در این زمان آنها گمان می‌کنند قدرت‌ها آنها را نجات می‌دهند. آیا با مشاهده فرار شاه ایران و آوارگی منافقان و ذلت صدام، کافی نیست که باور کنیم که خدا می‌فرماید: «أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ» و باور کنیم کلام خدا را که می فرماید: «هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمَانِ».

ما گمان می‌کنیم برخی کارها از اهمیت ایمان به خدا ارزشمندتر است. در حالی که قرآن می‌فرماید: «أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ».

ماگمان می‌کنیم بعضی از صحنه‌هایی که به وجود آمده‌اند، طبیعی است حتی بعضی از انفجارها نقشه‌ای بیش نیست. قرآن به ما یاد داده که «وَ جَاؤُ عَلَى قَمِیصِهِ بِدَم کَذِب» آری مسلمان نباید تحت تأثیر جوسازی‌ها قرار گیرد.

سفر حج آزمایشگاهی است که ما به سرزمین وحی برویم و خود را در آینه قرآن ببینیم و وعده‌های خداوند را با چشم و دل مشاهده کنیم. چگونه خداوند به پیامبرش فرمود: «وَ رَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ» و چنین کرد.

فرمود: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» و چنین شد.

فرمود: دل‌های مردم را به سمت کعبه گرایش می‌دهم: «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ» و چنین شد.

در مکه ما می‌بینیم که اگر نظر خداوند به سنگی افتد، آن سنگ محبوب دل‌ها می‌شود و پروانه‌وار به دور آن می‌چرخند: «وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ».

در مکه می بینیم که ابراهیم پایه‌های کعبه را بالا برد و دعا کرد: «رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا» یعنی اگر انسان ابراهیم باشد و کارش ساختن کعبه ولی خداوند قبول نکند ارزشی ندارد.

یکی از فرصت‌های استثنایی زمانی و مکانی فرصتی است که زائران خانه خدا در مکه و مدینه به سر می‌برند. مدینه شهری است که بیشترین معصوم را در بردارد و صدها آیه قرآن و هزاران حدیث از آنجا منتشر شد و بهترین نقطه زمین و فرودگاه جبرئیل و نقطه معراج رسول خدا و قربانگاه اسماعیل و هجرت‌گاه ابراهیم و شکنجه‌گاه مسلمین صدر اسلام است. شایسته است که مسافران سرزمین وحی در موسم حج و ایام عمره درنگ و تدبری به آیات حج و تفسیر کوتاه آن داشته باشند و از نکته‌ها و پیام‌های قرآن بهره‌مند شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۵ساعت 18:15  توسط علی اصغرباقری  | 

سجاد خسروانیان / گروه جامعه

معلم، همان کیمیا گری است که با دستان پراز مهربانی، خا ک بی شکل ذهن را به طای دانش تبدیل می کند؛ او هر روز صبح، نه با چکش، بلکه با کلماتی نرم، دیوارهای جهــل را فــرو می ریــزد؛ وقتــی قــدم بــه کاس می گــذارد، نســیمی از امید را با خود می آورد، نســیمی که برگ های خشــکیده بی تفاوتــی را بــه رقــص درمــی آورد.او بــه جای ترســیم مرزهای ســیاه و ســفید، رنگین کمان احتمالات را بــه دانش آمــوزان نشــان می دهــد. هــر جملــه اش، پلی اســت از امــروز بــه فــردا، و هر نگاهش، مشــعلی اســت که تاریکی ترس را می سوزاند.معلم تنها از فرمول ها و واژه ها ســخن نمی گوید؛ او زندگی را در قالب قصه ها و تجربه ها بــه دانش آمــوزان هدیــه می دهــد. وقتــی از مقاومــت در برابر شکست حرف می زند، چشمانش برق پیروزی های کوچک و بزرگ گذشــته را بازتاب می دهد.او می داند که هر دانش آموز ، کتابی نانوشــته اســت و باید با قلم صبر ، فصل های وجودش را ورق بزند. گاهی مثل یک باغبان، علف هــای هــرز تردیــد را از ذهن هــا می کنــد و گاه چــون یــک کوهنــورد باتجربه، دســتان کوچــک دانش آموزان را می گیرد تا قله های رویاهایشان را فتح کنند.هیچ درسی سخت تر از این نیست که معلم، اشک های شکست یک کــودک را بــه امیــد تبدیــل کنــد؛ او می دانــد کــه پشــت هر نمره پایین، داســتانی از ترس یا تنهایی خوابیده اســت؛ پس به جای قضاوت، گوش می دهد؛ به جای سرزنش، درک می کنــد. آمــوزگاران، پیامبــران عصــر جدیدند؛ نه با معجــزات آســمانی، بلکــه بــا تکــرار بی وقفــه »می توانــی« و »بــاور کــن«. آن هــا هرگــز در کتــب تاریــخ نامــی ندارنــد، امــا ردپایشــان در تــک تــک کشــف ها و اختراع های بشــر دیده می شــود؛ معلم، کســی اســت که نامش را فراموش می کنیــم، امــا درس هایــش در عمــق وجودمــان حــک می شــود؛ او می داند که ممکن اســت امروز را نبینند، اما فردایی را می سازد که حتی تصورش را هم نمی توان کرد. در جهانی که برخی سلاح ها را برای جنگ برمی گزینند، معلم با گچ و تخته به مصاف تاریکی می رود. او هر روز با جهل می جنگد، نه برای پیروزی، بلکه برای روشن نگه داشتن چراغ دانایی. حتی وقتی جامعه از او می خواهد کــه فقــط »مطابــق کتــاب درس بگویــد«، او جســارت پرسشــگری را در دانش آموزان می پروراند. معلم، ســربازگمنامــی اســت کــه زخم هایــش را پشــت لبخندهایــش پنهــان می کنــد و هرگــز تســلیم یاس نمی شــود.در کلاس درس، معلم تنها دانش منتقل نمی کند؛ او انســانیت را آموزش می دهد. وقتی دانش آموزی گرسنه است، او نان تبعیض و محبــت را تقســیم می کنــد. وقتــی کودکی درگیــر است، او داد برابری سر می دهد. معلم می داند که جهان بیرون گاهی بی رحم است، پس کلاسش را به پناهگاهی امــن تبدیــل می کنــد؛ جایــی که هر کــودک، فار غ از رنگ و طبقه، می تواند پرنده رویاهایش را به پرواز درآورد. دعوت به اقدام؛ پاسداشتی فراتر از یک روز پاسداشــت مقــام معلــم، تنهــا در یــک روز و با شــاخه گلی خلاصه نمی شــود؛ واقعیــت ایــن احتــرام، در تبدیــل آمــوزش بــه اولویتــی همگانــی نهفتــه اســت؛ در ســاخت مدرســه هایی امــن، در پرداخــت حقــوق انســانی، و در شــنیدن صــدای معلمانــی که خستگی هایشــان را فریاد می زنند.پاسداشــت معلــم، یعنی پذیرفتــن اینکه آینده یــک ملــت، نــه در میدان هــای نفت، بلکه در کاس های درس ســاخته می شــود.معلم، قصه گــوی بی ادعایــی اســت که فصل های زندگی اش را وقف نوشــتن داســتان دیگــران می کند.پــس بیاییــد نه تنها با گل، بلکه با عمل، از ایــن معمــاران خامــوش تقدیــر کنیــم؛ زیــرا آن هــا هــر روز ، جهانــی نــو می آفریننــد؛ جهانــی که در آن، هر کودک می تواند با کلمات امید، قصر رویاهایش را بنا کند.

( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 )

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۳ساعت 7:8  توسط علی اصغرباقری  | 

می‌خواستیم برویم حج، پول نداشتیم، تصمیم گرفتیم از حضرت امام (ره) قرض بگیریم، ایشان قبول نکردند و گفتند نمی‌توانید قرض‌تان را پس بدهید ... من گفتم: به محض بازگشتن به ایران، طلاهایم را می‌فروشم ...

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج ( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 ) ، یک حج است و دنیا دنیا خاطره. این خاطرات گاهی به اشخاص و بزرگانی مربوط می‌شود که نه تنها شنیدنش لذت‌بخش است و همراه با فراگیری و حتی عبرت‌آموزی، که برگ و سندی از تاریخ نیز به شمار می‌آید.

یکی از این خاطرات به سفر مرحوم حاج احمد آقا خمینی، همسرشان و مادر گرامی‌شان به حج مربوط می‌شود که در کتاب آیینه حُسن؛ خاطرات عروس امام خمینی(ره) از سفر حج منتشر شده است:

سال 1352 بود که به همراه حاج سید احمدآقا و فرزندمان حاج حسن‌آقا – که بیش از یک تا دو سال سن نداشت – به نجف اشرف رفتیم. طبیعی است که در آن دوران غربت و تبعید، حضور ما باعث دلگرمی امام خمینی (ره) و همسر محترم‌شان می‌شد. قرار بر این بود که دو ماه در نجف بمانیم و سپس به ایران بازگردیم. در آن زمان، سازمان اوقاف نظام طاغوتی مسئولیت امور حج را بر عهده داشت و بسیاری از افراد، از جمله حاج سید احمدآقا، به دلیل شرایط موجود، حاضر به رفتن به حج از ایران نبودند. بنابراین مناسب‌ترین فرصت برای انجام این سفر از عراق بود که چند مزیت داشت: اول اینکه این سفر خارج از حیطه عمل سازمان اوقاف انجام می‌شد. دوم هزینه آن بسیار کمتر بود. و سوم همسر حضرت امام که بسیار مشتاق این سفر بودند، می‌توانستند همراه فرزندشان حاج احمدآقا به زیارت بیایند.

اما زمانی که صحبت از سفر به میان آمد، تنها مشکل موجود، کمبود پول برای هزینه سفر بود. حاج خانم پیشنهاد کردند که از آقا قرض بگیریم. اما نه من و نه حاج سید احمدآقا به خود اجازه این درخواست را از آقا نمی‌دادیم. روزی که دور هم نشسته بودیم، خانم گفتند: «آقا، احمد و همسرش می‌خواهند به مکه بروند.» آقا فرمودند: «خب، بروند.» خانم گفتند: «آقا، برای رفتن به مکه پول لازم است.» آقا در پاسخ گفتند: «هرکسی که می‌خواهد به مکه برود، پول لازم دارد؛ اگر پول داشته باشد می‌رود و اگر نداشته باشد، نمی‌رود.» خانم گفتند: «پس شما به آن‌ها قرض بدهید.» آقا گفتند: «من قرض نمی‌دهم.» این جمله یکی‌دو بار تکرار شد. درنهایت، خانم پرسیدند: «چرا قرض نمی‌دهید؟» آقا گفتند: «پول خودم که نیست؛ من به کسی قرض می‌دهم که بدانم پس می‌دهد. این‌ها از کجا پس می‌دهند؟»

مجدداً خانم گفتند: «پس می‌دهند.» آقا پرسیدند: «از کجا؟» خانم گفتند: «اگر مهریه فاطمه را بدهید، می‌توانند بروند.» راستش این گفت‌وگو، به‌ویژه این جمله آخر، برای من بسیار سنگین بود، به‌خصوص زمانی که امام فرمودند: «مهریه‌اش را مطالبه می‌کند؟ خب، اگر مطالبه باشد، بحث دیگری است.» من به ناچار گفتم: «نه، اصلاً این بحث‌ها نیست. موضوع این است که اگر رفتن به حج برای ما واجب باشد، الان بهترین فرصت است.» (قصد داشتم از زاویه وجوب حج وارد بحث شوم.) آقا فرمودند: «اگر پول ندارید، مستطیع نیستید و برایتان واجب نیست.» گفتم: «بله، همین‌طور است» و قضیه تمام شد.

دو-سه روز بعد، حاج احمدآقا به مادرشان گفتند: «خانم، ما می‌خواهیم برگردیم و باید مقدمات سفر را فراهم کنیم.» خانم با ناراحتی گفتند: «عیبی ندارد.» برای آماده‌سازی مقدمات سفر و انجام کارهای لازم، گذرنامه‌هایمان را به آقای شیخ عبدالعلی قره‌یی تحویل دادیم. روز بعد، سرِ سفره، خانم با ناراحتی گفتند: «این هفته آخر است که این‌ها اینجا هستند؛ از هفته بعد دوباره تنهایی ما شروع می‌شود.» امام فرمودند: «چرا؟... آن‌ها هستند.» خانم با ناراحتی و تعجب گفتند: «شما که حاضر نشدید به این‌ها قرض بدهید و این‌ها هم گذرنامه‌شان را به آقای شیخ تحویل داده‌اند که...» آقا با لبخندی گفتند: «به حاج شیخ گفتم دست نگه دارد».

ما متوجه شدیم که انصرافی از سوی آقا پیش آمده است، اما از کجا، نمی‌دانم. یادم می‌آید حاج احمدآقا برایم نقل کردند که آقا فرموده‌اند: «اگر اطمینان کنم شما قرضتان را پس می‌دهید، من حرفی ندارم که به شما قرض بدهم.»

خب، حالا چگونه قرض‌مان را پرداخت کنیم؟ من گفتم: «به محض بازگشتن به ایران، طلاهایم را می‌فروشم و پول آقا را به آقای پسندیده تحویل می‌دهم.»

خلاصه پول را گرفتیم و به همراه حاج خانم به مکه مشرف شدیم. آنچه در سفر بر ما گذشت، داستان طولانی‌ای دارد؛ اما به محض بازگشتن به قم، طلاهایم را فروختم و قرض آقا را به آقای پسندیده پرداخت کردم.

( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 )

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۳ساعت 6:18  توسط علی اصغرباقری  | 

رهبر انقلاب: مرحوم صابری (گل آقا) به معنای واقعی کلمه آدم متعهدی بود. او از جمله کسانی بود که قدر انقلاب را می دانست.
گوشه‌هایی از زندگی و کارنامه‌ی مرحوم کیومرث صابریِ فومنی
انتشار به مناسبت ۱۱ اردیبهشت، سالگرد درگذشت این هنرمند طنز پرداز و مبتکر
- روزنامه اطلاعات، دوشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۶۳ در صفحه اول خود در زیر سرستونی متفاوت، نوشته بود: «دو کلمه حرف حساب، عنوان ستون کوتاه و تازه‌ای است که از امروز در اطلاعات می‌خوانید و ان‌شاءالله بطور ثابت ادامه خواهد یافت. نویسنده این ستون که نامش «گل آقا» است، تصمیم گرفته است ‌پس از این با روزنامه اطلاعات همکاری کرده و هر روز نکته‌ای از میان ده‌ها موضوع و سوژه خارجی و داخلی را انتخاب کرده و به سبک و سیاقی که تدریجاً خواهید دید در این ستون مطرح نماید.»
- او به همان میزان که به اطاعت از امام وفادار بود، به خَلف او نیز وفادار ماند. بعد از ارتحال امام خمینی، به یاری رهبر جدید می‌شتابد و متنی نیز برای بیعت با او می‌نویسد تا در روزنامه اطلاعات منتشر کند. ۲۸ سطر از متن او، در رثای امام و سه سطر پایانی چنین بود: «غروب خورشید وجودت بر طالبان نور، تسلیت و طلوع ستاره رهبری عزیز دلت بر عاشقان عدالت، مبارک‌باد.»
- رهبر انقلاب اسلامی که از نگارش چنین متنی با خبر می‌شوند، قصد مطالعه آن قبل از انتشار را دارند. من این قدر خط می‌زنم یک مطلب را که جز من کسی نمی‌تواند بخواند، گفتم آقا نمی‌توانی بخوانی. گفت که من از سال ۶۰ دارم نوشته‌هایت را می‌خوانم، چطور نمی‌توانم بخوانم، بده. [...] عینک زدند و شروع کردند به خواندن [...] گفتند که این ۳ - ۴ سطر آخر را بردار. گفتم چرا؟ گفت چون مربوط به من است.
- گفتم: برنمی‌دارم، گفت که اِ ! من می‌گویم بردار. گفتم: آقا شما اگر به عنوان رهبر به من تکلیف شرعی بکنید من مرتکب گناه می‌شوم، حرف‌تان را گوش نخواهم کرد؛ من خواهش می‌کنم به من تکلیف نکنید الان، من باید این را چاپ کنم. [...] من تکلیف دارم به عنوان یک روشنفکر فوکل کراواتی که به نام امام کراواتش را باز کرده، با شما بیعت بکنم. بیعت من با امام بیعت خالص بود و باید هم اعلام کنم و الا برای ما ریش تراشیده‌ها، ضد انقلاب خیلی برنامه دارد.»

(ثبت نام سفرهای زیارتی: کربلا ، عمره مفرده و حج تمتع – 09112556848 – دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش ساری)

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۳ساعت 6:14  توسط علی اصغرباقری  | 

1. اندونزی: ۲۲۱,۰۰۰ نفر

2. پاکستان: ۱۸۰,۰۰۰ نفر

3. هند: ۱۷۵,۰۲۵ نفر

4. نیجریه: ۸۷,۵۵۱ نفر

5. ایران: ۸۷,۵۵۰ نفر

6. الجزایر: ۸۷,۵۵۰ نفر

7. ترکیه: ۸۷,۵۵۰ نفر

8. مصر: ۸۷,۵۵۰ نفر

9. سودان: ۸۷,۵۵۰ نفر

10. ونزوئلا: ۹۱ نفر (کمترین سهمیه)


(ثبت نام سفرهای زیارتی: کربلا ، عمره مفرده و حج تمتع – 09112556848 – دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش ساری)

+ نوشته شده در  شنبه ۱۴۰۴/۰۲/۱۳ساعت 5:51  توسط علی اصغرباقری  | 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج ( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 ) ، مقام معظم رهبری بارها در سخنانشان به حجاج توصیه هایی می کنند که یکی از مهمترین این موارد انس با قرآن است. اکنون که ایام حج و عمره است شاید بسیاری از زائران به دنبال شنیدن این نکات هستند تا با انجام آن بهره بهتری از این سفر معنوی ببرند.

رهبر انقلاب در خصوص مأنوس شدن با قرآن می فرمایند: قرآن یک ذخیره تمام نشدنی است. انس با قرآن، از هر رفیق ناصحی، از هر درسی، برای انسان، مفیدتر است. اگر حقیقتا انسان با قرآن رابطه برقرار کند و قرآن را بخواند برای استناره و استفاده و استضائه قلبی و معنوی خود، این برای او از هر واعظی بالاتر است. اگر انسان، این انس را بتواند پیدا بکند خیلی دستاورد بزرگی است.
ما باید فضای حج را معنوی کنیم، کما اینکه روایات مربوط به حج، همه اش إدبار به دنیا و اقبال به آخرت است. جنبه سیاسی حج هم همین است، یعنی بنا و سازندگی دنیا از انسانهایی بهتر و بیشتر و قوی تر برمی آید که در زندگی شخصی خود، به دنیا اقبال ندارند. این حالت، تمرین و ریاضتی است که در مدت ۲۵ روز سفر حج انجام می گیرد.
خشوع، ذکر، انابه و تلاوت قرآن با تدبر :
حج گزاران عزیز را به خشوع و ذکر و انابه و تلاوت قرآن با تدبر و حضور در نمازهای جماعت و مهربانی با حاجیان کشورهای دیگر و پرهیز از وقت گذرانی های بیهوده فرا می خوانم و از خداوند متعال موفقیت و عافیت و قبولی عبادات شما را مسألت میکنم و همه را به دعا برای حضرت بقیة الله أرواحنا فداه و فرارسیدن حکومت عدل جهانی آن ذخیره الهی، دعوت میکنم.
انس با قرآن و ادعیه و تأمل و تدبر :
مسأله سازندگی حج... هم سازندگی شخصی و اخلاقی و معنوی (که روحانیون محترم، علمای محترم در داخل کاروان ها می توانند خیلی نقش ایفا کنند) و هم سازندگی ملی یعنی خلقیات یک ملت ملتئم، پخته، سنجیده
خردمند را در دوره حج، زمینه اش را برای حاجی فراهم کند.
اگر یک جوانی یک مردی یا زنی در دوره حج انس با قرآن را یاد بگیرد، تأمل و تدبر در عبارات دعاها و مناجات با پروردگار را یاد بگیرد، این میشود سرمایه ای برای او در طول زندگی. حاجی اگر خود را مقید کند گه در مدینه منوره یک ختم قرآن بخواند، در مکه مکرمه یک ختم قرآن بخواند (اینجا خانه قرآن است، محل نزول قرآن است) یا اگر نمی تواند یک ختم قرآن بخواند، یک بخش عمده ای از قرآن را بخواند با تأمل، با تدبر، اگر عادت کند به تأمل و تدبر در قرآن در این مدتی که آنجاست (بتوانید عادت بدهید حاجی را به این چنین سیره ها و رویه های ماندگار معنوی و روحی) این برای او می شود یک سرمایه.

انس با قرآن بالاترین واعظ :

چقدر خوب است حجاج ما خود را موظف بدانند که وقتی مشرف می شوند در مکه و همچنین در مدینه آن جایی که منزل وحی و محل آغاز رحمت عظیم بی منتهای الهی، یعنی قرآن است یک ختم قرآن به جا آورند و از آن بهره بگیرند. این بشود یک عادت و یک سنت... اثر همه جانبه دعای کمیل شاید از بسیاری از کارهایی که آنجا می کنیم و دلمان به آنها خوش است، بیشتر است. در کنار این، باید به خواندن قرآن و توجه به مفاهیم آن نیز اهمیت دهیم.

محل ثبت نام و اعزام به :

حج عمره کربلا و سوریه

بارعایت قوانین و مققرات سازمان حج وزیارت

(مازندران ساری : بلوارکشاورز 09112556848 )

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴۰۳/۱۲/۰۷ساعت 11:6  توسط علی اصغرباقری  | 

پایگاه اطلاع رسانی حج ( دفترخدمات زیارتی کوثرآفرینش – کدکارگزار : 70197 - 09112556848 ) ، روایت زیر را از کتاب «بحارالأنوار» منتشر می‌کند.

امام زمان (عج):

فَمَا أُرْغِمَ أَنْفُ اَلشَّیْطَانِ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنَ اَلصَّلاَةِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ اَلشَّیْطَانِ.

با هیچ چیز بهتر از نماز، بینی شیطان به خاک مالیده نمی شود؛ پس نماز را به پادار و بینی شیطان را به خاک بمال.

بحارالأنوار، ۵۳: ۱۸۲


برچسب‌ها: نماز, شیطان
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴۰۳/۱۲/۰۷ساعت 11:2  توسط علی اصغرباقری  | 

مطالب قدیمی‌تر